حرف های غیر رسمی من گاه نوشت های یک مدعی درباره شعر، وب، رسانه و محتوا، و موسیقی و واژه و هنر tag:http://mehrenab.mihanblog.com 2018-10-21T11:56:28+01:00 mihanblog.com این روزها دارم در حوزه وب کارهایی می کنم 2018-08-30T21:00:13+01:00 2018-08-30T21:00:13+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/109 کیان راه اندازی یک سایت جامع در خصوص مهارتهای اینترنتی و آموزش طراحی سایت یکی از کارهای این روزها به آن مشغول هستم در این فعالیتها به دنبال ایجاد مرجعی کامل و جامع برای   کمک به کسب و کارها و فعالیت‌های اینترنتی  خستم می خواهم با راه اندازی سایت مرجع ای به نام مرکز طراحی سایت اهواز به کسب و کارها و فعالیت‌های اینترنتی در حد توان سمت و سویی هدفمند تر و پر رونق ترین به دهم همچنین برای اینکه از اهمیت محتوا و تولید محتوای خوب در پیشبرد اهداف فعالیت‌های تجاری آگاهم سایتی با نام& مرکز طراحی سایت اهواز به کسب و کارها و فعالیت‌های اینترنتی در حد توان سمت و سویی هدفمند تر و پر رونق ترین به دهم همچنین برای اینکه از اهمیت محتوا و تولید محتوای خوب در پیشبرد اهداف فعالیت‌های تجاری آگاهم سایتی با نام  سرویس تولید محتوای فارسیکه در آن آموزش چگونه نوشتن و بهتر نوشتن را به دیگران ارائه می‌کنم از نظر من یک بنر تبلیغاتی یک پوستر یک بروشور یک پوستر وبلاگ همه و همه محتواهایی که باید هوشمندانه  تولید شود و هدفمند باشد تا صاحبان کسب و کارها کمک کند. ]]> تعمیر کولرگازی در کرج، سایتی ک دارم میسازم 2018-04-18T00:38:20+01:00 2018-04-18T00:38:20+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/107 کیان تعمیر لوازم خانگی در کرجاز این پس در هر ساعت از شبانه روز و در هر کجای شهر کرج با یک تماس تلفنی می توانید نسبت به تعمیر و سرویس لوازم خانگی خود اقدام کنید ‏ مجموعه ما با عنوان تی تی تعمیر ارائه دهنده خدمات تعمیرات و سرویس لوازم خانگی در کرج آمادگی خود را جهت اعزام تعمیرکار به محل شما اعلام می دارد تعمیر کولر گازی تعمیر لباسشویی تعمیر اتو تعمیر جاروبرقی تعمیر یخچال فریزر و سایر لوازم برقی خانگی همه و همه در حیطه فعالیت ها و خدمات تعمیراتی ما می‌باشد.تعمیر کولرگازی در کرجلازم به ذکر است تعمیر لوازم خانگی در کرج
از این پس در هر ساعت از شبانه روز و در هر کجای شهر کرج با یک تماس تلفنی می توانید نسبت به تعمیر و سرویس لوازم خانگی خود اقدام کنید ‏ مجموعه ما با عنوان تی تی تعمیر ارائه دهنده خدمات تعمیرات و سرویس لوازم خانگی در کرج آمادگی خود را جهت اعزام تعمیرکار به محل شما اعلام می دارد تعمیر کولر گازی تعمیر لباسشویی تعمیر اتو تعمیر جاروبرقی تعمیر یخچال فریزر و سایر لوازم برقی خانگی همه و همه در حیطه فعالیت ها و خدمات تعمیراتی ما می‌باشد.
تعمیر کولرگازی در کرج

لازم به ذکر است در سایت خدماتی تی تی تعمیر مقالات و آموزش های مربوط به استفاده بهینه از لوازم خانگی و همچنین آموزش برای اینکه خودتان بتوانید سرویس های اولیه و تحلیل های جزئی را انجام بدهید منتشر خواهد شد.

در پایان اینکه همه قیمت ها و خدمات و هرچه که به فرایند تخمیر مربوط می شود مورد بررسی و نظارت دقیق ما قرار خواهد گرفت و ما تمامی خدمات و فعالیت های خود را از حیث کیفیت و قیمت ضمانت می نماییم با ما تماس بگیرید از خدمات مشاوره‌ای ما در هنگام خرید فروش و یا تعویض لوازم خانگی خود استفاده کنید مشاوره های ما کاملا رایگان و تخصصی می باشد.
اینها حرف های اقای تی تی تعمیر است، گفته باشم! دکان من سایت اهواز است
]]>
مرکز طراحی سایت اهواز 2018-03-19T08:22:43+01:00 2018-03-19T08:22:43+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/105 کیان چند تا از دوستانم سایتی راه اندازی کردن با نام مرکز طراحی سایت اهواز در زمینه توسعه کسب و کارهای اینترنتی و طراحی سایت، ازم .خواستن باتوجه به قدیمی بودن وبلاگمژ اینجا بنویسم. که نوشتم...اینا سایت زدن، ملت اینا سایت اهواز زدن.. اینا گوگلن ... خیلی سایتن اینا... اینا کچلم کردن ... اخه چرا من هی مورد سواستفاده قرار باید بگیرم هی... چندی ستم ! چندی سواستاده... ووواوووییی . همین کی دیگه وبلاگ میخونه 2017-07-24T19:29:43+01:00 2017-07-24T19:29:43+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/104 کیان بر همان عهد که بودیم….  و خاطراتی که از داشتنشان چندشم نمی شود. بی هیچ  علامت تعجب و حرف اضافه ای. همین بر همان عهد که بودیم….  و خاطراتی که از داشتنشان چندشم نمی شود. بی هیچ  علامت تعجب و حرف اضافه ای. همین

]]>
حس... آه حس لعنتی 2017-02-09T22:23:02+01:00 2017-02-09T22:23:02+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/103 کیان حس غریبیه و حتا عجیب، در آستانه ی... آه این حس لعنتی... چته مرد... همین
]]>
مرد 2013-04-26T21:21:45+01:00 2013-04-26T21:21:45+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/102 کیان  جایی دیدم نوشته بود... مرد است دیگر…گاهی تند می شود، گاهی عاشقانه می گوید…مرد است دیگر…غرورش آسمان و دلش دریاست…تو چه می دانی از بغض گلو گیر کرده یک مرد؟!تو چه می دانی از رگ های ملتهب پیشانی اش از غرور گونه های استخوانی اش...چین و چروک های زود رس به کمینگاه کدام فرصتند ...برای کدامین پرواز!…و چشمان خسته اش ته آن دره ها... بالا تر از هیمالیا کدام پرستو را  ... اوووه ... و تازه خیلی بیشتر از این...تو چه می دانی از لحظه هایش که او که فقط خودش خبردارد و کام های سیگارش؟! نه !نه....مرد را ف  جایی دیدم نوشته بود...
مرد است دیگر…
گاهی تند می شود، گاهی عاشقانه می گوید…
مرد است دیگر…
غرورش آسمان و دلش دریاست…
تو چه می دانی از بغض گلو گیر کرده یک مرد؟!
تو چه می دانی از رگ های ملتهب پیشانی اش از غرور گونه های استخوانی اش...چین و چروک های زود رس به کمینگاه کدام فرصتند ...برای کدامین پرواز!…و چشمان خسته اش ته آن دره ها... بالا تر از هیمالیا کدام پرستو را  ... اوووه ... و تازه خیلی بیشتر از این...
تو چه می دانی از لحظه هایش که او که فقط خودش خبردارد و کام های سیگارش؟!
نه !
نه....مرد را فقط مرد می فهمد و مرد…
...خوشم آمد. همین

]]>
یک! 2013-03-27T02:55:08+01:00 2013-03-27T02:55:08+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/101 کیان سلامحیف شد سال نود و یک  فرصت و امکانش نبود پستی بذارم... اما از خیلی وقت پیش تصمیم داشتم کارا م که داشت تموم می شد؛  هرازگاهی بیام و قصه هایی! که داشتم در این سه سال رو اینجا بنویسم.و حالا اولین چیزی که می نویسم اینه:پارسال همه: هیچ معلومه چه غلطی میکنی؟!خودم: بلهامسالخودم: هیچ معلومه چه غلطی میکنی؟یه صدایی توی دلم میگه... بله                         &nbs حیف شد سال نود و یک  فرصت و امکانش نبود پستی بذارم...
اما از خیلی وقت پیش تصمیم داشتم کارا م که داشت تموم می شد؛  هرازگاهی بیام و
قصه هایی! که داشتم در این سه سال رو
 اینجا بنویسم.
و حالا اولین چیزی که می نویسم اینه:

پارسال
همه: هیچ معلومه چه غلطی میکنی؟!
خودم: بله

امسال
خودم: هیچ معلومه چه غلطی میکنی؟
یه صدایی توی دلم میگه... بله
                                                همین
]]>
بخشهایبی از مستند مسجد سلیمان یا " پارسوماش ; شهری بر پیشانی تاریخ " 2011-08-11T14:01:54+01:00 2011-08-11T14:01:54+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/100 کیان سلام ، همان حرفهای همیشگی . . . کمی دلتنگی خسته ام اما  . . . همان حرفهای همیشگی تا فردا - همین این تصاویر بخشهایی از تصویربرداری مربوط به مستند " پارسوماش; شهری بر پیشانی تاریخ " است که دارم میسازم. قسمت اول ( پارسوماش ) قسمت دوم ( شعر ناب ) قسمت دوم 1 قسمت دوم 2 قسمت دوم 3 قسمت دوم 4 قسمت دوم 5 قسمت سوم ( شهدا ) قسمت چهارم ( بختیاری )   about سلام ، همان حرفهای همیشگی . . .

کمی دلتنگی

خسته ام اما  . . . همان حرفهای همیشگی

تا فردا - همین

این تصاویر بخشهایی از تصویربرداری مربوط به مستند " پارسوماش; شهری بر پیشانی تاریخ " است که دارم میسازم.

قسمت اول ( پارسوماش )

قسمت دوم ( شعر ناب )

قسمت دوم 1

قسمت دوم 2

قسمت دوم 3

قسمت دوم 4

قسمت دوم 5


قسمت سوم ( شهدا )

قسمت چهارم ( بختیاری )

 

about

]]>
تروریسم سرد-دمو 2011-04-26T20:50:36+01:00 2011-04-26T20:50:36+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/99 کیان البته این دمو-1- از یک بخش کار تهیه شده. بزودی آلبوم کاملش رو با تغییرات اساسی-2- تهیه می کنید. پیگیر مجوز های لازم برای ادامه ی کار هستیم... اگر در این فاصله ممنوع الخروج نشویم(!)از دوستانی که در تروریسم(!) کمکمون می کنن سپاسگزارم. از دوستان نفتیمون هم. از دوستن نفتی مون هم ممنونم. تا فرداCold Terrorism  صوتیCold Terrorism  تصویری-1- این دمو فقط برای معرفی زبان(!) و نوع نگاه برنامه به موضوع است. به خاطر دوستانی که همیشه لطف داشتن و دارن و اصرار داشتن بشنون همین حداقل کار رو... از دوستانی که در تروریسم(!) کمکمون می کنن سپاسگزارم. از دوستان نفتیمون هم. از دوستن نفتی مون هم ممنونم. تا فردا

Terrorism
Cold Terrorism  صوتی
Cold Terrorism  تصویری

-
1- این دمو فقط برای معرفی زبان(!) و نوع نگاه برنامه به موضوع است. به خاطر دوستانی که همیشه لطف داشتن و دارن و اصرار داشتن بشنون همین حداقل کار رو... که همینجا هم صمیمانه ازشون متشکرم.
2- جهت استحضار دوستانی که در جریان اتودهای ابتدایی کار (همین کار الانی) و سبک و سیاقی که داشت بودن...!
]]>
حرف های غیر رسمی من1 2011-04-25T05:12:30+01:00 2011-04-25T05:12:30+01:00 tag:http://mehrenab.mihanblog.com/post/97 کیان بنام خداوند اندیشه های بلند و عزم های راسخ باید بچشد تلخی تنهایی را مردی که ز عصر خود فرا تر باشد... سلام. من ترسی از قضاوت بد یا شوقی به تائید آدم کوتوله ها ندارم. هیچوقت نداشتم... به اون دسته از آدم های چند سانتی متری که با من کار کردن اما ظرفیت بزرگ بودن رو نداشتن... برای بار چندم توصیه می کنم... اولین یادداشت من رو در نت بخونن... اونجایی که نوشتم... نخواستیم کوچک باشیم و تاب نیاوردیم حقارت را... . من رسمن همه شون رو تحقیر می کنم(!) و از دوستانی که به زحمت انداختمشون هم تشکر می بنام خداوند اندیشه های بلند و عزم های راسخ

باید بچشد تلخی تنهایی را

مردی که ز عصر خود فرا تر باشد...

سلام. من ترسی از قضاوت بد یا شوقی به تائید آدم کوتوله ها ندارم. هیچوقت نداشتم... به اون دسته از آدم های چند سانتی متری که با من کار کردن اما ظرفیت بزرگ بودن رو نداشتن... برای بار چندم توصیه می کنم... اولین یادداشت من رو در نت بخونن... اونجایی که نوشتم... نخواستیم کوچک باشیم و تاب نیاوردیم حقارت را... . من رسمن همه شون رو تحقیر می کنم(!) و از دوستانی که به زحمت انداختمشون هم تشکر می کنم... حرف ها دارم... حالا... کم کم ...همین




kian2


kian


kian



kian



kian


kian

1

امروز که اینجا نشسته ام هیچ کاری ندارم جز اینکه وبلاگم را بروز کنم و گذر ایام را شاید به اندازه ی انگشتان دو تا دستم نظاره کنم... تا بشود آنچه باید می شد... آنچه که... من می خواستم!

آنهایی که مرا نمی شناسند بعد از این حرف ها خواهند گفت که دیوانه ام؛ و آنهایی که مرا چند سال ندیده اند حتمن می گویند... دیوانه شده... با اینهمه می نویسم... چون خودم می دانم چه غلطی دارم می کنم و مادرم هم می داند که هیچوقت عصبانی نمی شوم!

دوست داشتم این حرف ها را بگویم... نه اینکه بنویسم... اما اینجا که امروز نشسته ام از نئوندو و کیوبیس و حتی ساند باس خبری نیست... البته همه چیز خوب است فقط اینجا امکانات کاملی ندارد... چون من رسمن(!) در محل تصویربرداری برای اولین فیلمم(!) هستم... شهری در جنوب غربی ایران... فیلمی برای خودم... بدون آنکه مثل برخی دوستان چند سانتی متری ام... منت پذیر این و آن باشم یا رویایی آنتن هایی با طول موج کوتاه!

 

2

حقیقت این است که من آمدم تا بنویسم... تا کار عقب مانده ای را انجام بدهم و حرف های نگفته ای را بگویم... راحتتان کنم؛ من آمده ام تا تف(!) کنم به شخصیت بعضی ها(!) تا فحش بدهم به خیلی ها!

از شما چه پنهان مشکلات؛ تجربه ها و مواجهات روحی و معنایی(!) این چند سال مرا آنقدر بزرگ نکرده که بتوانم کلن بی خیال برخی گلایه ها بشوم... اما در ابتدای نوشته ام گفتم؛‌ الان کار دیگری ندارم جز اینکه (موتور بعضی ها را پائین بگذارم)  این را گفتم تا توهم (ورتان) ندارد و فکر نکنید که حقیقتن(!) برای من مهم است. یا آدم بی جنبه ای هستم... چون اگر بودم... تمام این سه سال(!) که چراغ های روشن(!) بی خیالی تان عین پتک می آمد روی سر "مهرناب" من... حرفی می زدم... اما من هیچی نگفتم و سرم به کار خودم بود...

 

-3

مهمتر از این یقین دارم اگر در مقابل این خیانت ها؛ بی معرفتی ها؛ بی مسولیتی ها و بی مهری ها حرفی نزنم... شرافتم من را محکوم خواهد کرد به همردیفی با زباله هایی از جنس آدم(!) در امتداد تاریخ...

پس واقعیت این است که این حرف ها و گلایه ها و هر آنچه خواهم گفت... دغدغه هایی است برای بشریت...نگرانی هایی است برای نوع بشر و هیچ ربطی به من پدر سگ(!) ندارد... چه عصبانی باشم... چه نباشم.

 

برای امروز کافی است.

 چند تا عکس از دوستان و من ببینید.

همینطور...تصویری از برنامه های "هم تبار" مان.... که آنها هم ناچارند با روزها کنار بیایند... به تعداد انگشتان دست من(!)

کاری به نام "باران"... کاری به نام "خورشید"... اثری به نام "بهنام"... و چهار اثر آئینی  و مهمتر از همه آلبوم "تروریسم سرد" را به شما معرفی می کنم. که بهترین های کشور برای تولید آن زحمت کشیدند... به جز خود عوضی ام که آن را خواندم... و شعرش را گفتم...

 

عکس ها را گذاشتم اما برای آپلود کردن فایل ها اینترنت مناسب در اختیار ندارم؛ باشد برای پس فردا. یا هر وقت وقت کنم...

راستی من به شما دروغ گفتم... چون واقعا از دست برخی دوستانم عصبانی ام... خیلی عصبانی ام...

وقتی به آنچه که روز من آمد فکر می کنم... وقتی جریان شناسی می کنم...آخرهمه ی اینها...از خودم می گذرم... اما زیر بار زمین بیچاره نمی توانم بروم... زمینی که مجبور است تفاله هایی به نام آدم را با ظاهر هایی گاه آراسته و عناوین و القاب موجه؛‌ روی سینه ی خودش تحمل کند... به همین خاطر است که می خواهم نبش رویداد کنم...-

 تا شجره نامه ام به قابیل پیوند نخورد... تا به نمرود هیزم نفروخته باشم... تا در جنایت شوکران سهیم نشوم... تا خون برادران شریعتی در دخمه های مصر بر گردن من نیفتد... تا برادر به چاه نیفکنده باشم... تا... صد نسل دیگر ذات و ذریه ی میر باقری مختار را به دنبال من نفرستند... تا راهم را از این جریان سیاه تاریخ جدا کرده باشم...

می دانید... من با سواد ناقص و درک معمول ی که دارم تاریخ را نه تنها معلمی خوب بلکه معیار و محکی مناسب برای بسیاری از مقوله های زندگی می دانم... و در این واپشت نگری های تحلیلی برخی دوستان من واقعا گند زدند... همانطور که در بالا به آن اشاره ای شاعرانه کردم...

 

آری این حرف ها را می نویسم... چون در تنهایی تمام این ماه ها و روزها به ارتباط پدیده ها و اشیاء فکر کردم... به جبر به اختیار... تناسخ؛ به ورد معابد هندو... به خطوط مبهم کتیبه... به همه اینهایی که من فکر کردم... هنگ شدم... و تو(!) (هه) اشعار دزدی اش را می شنوی و پز آدم بودن می دهی و فیس فهمیدن می کنی(!)... به نفرت... به صفر امکان... من به عشق فکر کردم... من با عشق... ... با عشق... و خدا می داند... با عشق می نویسم... و همه ی آنهایی که مرا می شناسند می دانند که در انتخاب واژه ها حساسم(!)

 

حرف زدن کافی است... همه تان را یکی یکی می آورم اینجا و آنچه باید... از واژه... تف می کنم به صورتتان...

خب از بزرگتر ها شروع می کنیم... دوست عزیزی که نه بار اول و نه دوم...

بلاتغ اه

اه

 تنرلادتایاللطالزاط

نه... بیشتر از آنچه فکر می کردم عصبانی ام... نمی توانم.. نمی دانم

شاید ننویسم.. شادیم هم بنویسم... نمی دانم فقط می دانم می خواهعم زودتر این صفحه را ببندم ... به قول حسین... گور پدر تاریخ...گور پدر انسان... نمی دانم...م بعد درستش می کنم...

 

4

از دوستان و همراهان خوبی که همیشه به من لطف داشته و دارند تشکر می کنم...  دوستانی که به محض بازگشتم به پایتخت... برایشان مراسم تقدیر ترتیب خواهم داد... در محوریت مراسم رونمایی از آثار و آغاز رسمی فعالیت های موسسه زمینه سازان (گروه هم تبار)      فردا  

 

اما می نویسم... حتمن می نویسم... تک تک آنهایی که مرا می شناسند... تک... تک(!) و سپاسگزار من باشید... که از وجود کم خیر و پر شرتان  در این وبلاگ برای خدمت  به نوع بشر استفاده خواهد شد.

 

زیر نوشت:

-          این سایت لامصب رو کی باید بیاره بالا... هنوز آماده نشده؟ ... آقا نخواستیم تغییرات اعمال شه باید کی رو ببینیم؟!... آقای آرمان  شبانه روزی کار کن وگرنه می آیی توی لیست!                                         

-           عبارت های ابتدایی زیر نوشت طنز آمیزم به معنی اوج حقارت دوستانی بود که از اونها یاد کردم... کمی فکر کنید حتمن متوجه ارتباط ساده ش می شید.

-      امضا من رسمن از "همین" به "فردا" تغییر کرد.

-       هی راستی خیلی دوستت داشتم "همین"! اما دیگه نیستی تا "فردا" های من رو ببینی. بیا... آخرین ساختار شکنی هم به خاطر تو(!)... همین!

                              

]]>