تبلیغات
حرف های غیر رسمی من - مطالب کیان
حرف های غیر رسمی من
واژه‌ها را می‌شناسم، و با طایفه‌ای از نجیب‌ترین آن‌ها دارد و ستد دارم... تولید محتوا

حس... آه حس لعنتی

نوشته شده در تاریخ : 22 بهمن 95   01:53

حس غریبیه و حتا عجیب، در آستانه ی... آه این حس لعنتی... چته مرد... همین



نوشته شده توسط:کیان
نظرات() 



مرد

نوشته شده در تاریخ : 7 اردیبهشت 92   01:51

 جایی دیدم نوشته بود...
مرد است دیگر…
گاهی تند می شود، گاهی عاشقانه می گوید…
مرد است دیگر…
غرورش آسمان و دلش دریاست…
تو چه می دانی از بغض گلو گیر کرده یک مرد؟!
تو چه می دانی از رگ های ملتهب پیشانی اش از غرور گونه های استخوانی اش...چین و چروک های زود رس به کمینگاه کدام فرصتند ...برای کدامین پرواز!…و چشمان خسته اش ته آن دره ها... بالا تر از هیمالیا کدام پرستو را  ... اوووه ... و تازه خیلی بیشتر از این...
تو چه می دانی از لحظه هایش که او که فقط خودش خبردارد و کام های سیگارش؟!
نه !
نه....مرد را فقط مرد می فهمد و مرد…
...خوشم آمد. همین



نوشته شده توسط:کیان
نظرات() 



یک!

نوشته شده در تاریخ : 7 فروردین 92   07:25

سلام
حیف شد سال نود و یک  فرصت و امکانش نبود پستی بذارم...
اما از خیلی وقت پیش تصمیم داشتم کارا م که داشت تموم می شد؛  هرازگاهی بیام و
قصه هایی! که داشتم در این سه سال رو
 اینجا بنویسم.
و حالا اولین چیزی که می نویسم اینه:

پارسال
همه: هیچ معلومه چه غلطی میکنی؟!
خودم: بله

امسال
خودم: هیچ معلومه چه غلطی میکنی؟
یه صدایی توی دلم میگه... بله
                                                همین


نوشته شده توسط:کیان
نظرات() 



  • تعداد کل: 9 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...